پرسش و پاسخ

انسان به جهت طبیعت پرسش گرى خود و با دیدن مسائل بسیارى که ‏در فراز و نشیب زندگى به آنها برخورد مى‏کند با سؤالات و شبهات ‏گوناگونى روبرو مى‏شود. پرسش‏هاى اعتقادى و دینى از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است، که‏ پاسخ‏گویى دقیق و به موقع و کارشناسانه مى‏تواند، نقش مهمى درسرنوشت شخص و تعین خط سیر زندگى او ادا کند. از طرف دیگر در جامعه اسلامى ایران به جهت حاکمیت دین، گوناگونى پرسش‏ها و تکثر شبهات نیز از جهت کمّى و کیفى بایدمورد لحاظ قرار گیرد. بنابراین ضرورت وجود مراکز پاسخگو و همخوان با حجم گسترده‏ سؤالات و شبهات، مطرح مى‏باشد و حضور مراکز متعدد و افرادمتخصص و آگاه را در این حوزه مى‏طلبد. تأسیس مركز ملی پاسخ گویی دینی: ‏ مركز ملی پاسخگویی دینی بزرگترین نهاد پاسخگویى دینی در كشور است كه با تجربه بلند مدت، با استفاده ازگروه‏هاى پژوهشى‏ و ابزارهاى نوین، به امر پاسخگویى به پرسش‏ها و رفع شبهات، اهتمام مى‏ورزد. لازم به ذكر است كه با توجه به گستردگى قلمرو معارف اسلامى و گوناگونى سؤالات وشبهات ارسالى به این مرکز در زمینه‏هاى‏مختلف کلامى و اعتقادى، فلسفى، تاریخى، سیره اهل بیت، قرآن، فقه، حدیث، اخلاق، تربیتى و... ، گروه‏هاى پژوهشى با تخصص و گرایش‏هاى ویژه در پنج گروه ذیل شکل گرفته است:

1- گروه فلسفه و کلام
2- گروه فقه
3- گروه اخلاق و تربیتى
4- گروه تاریخ و سیره و ادیان
5- گروه قرآن وحدیث
هر یک از گروه‏هاى پنج گانه، از مدیر گروه و چند محقق تشکیل‏شده است. در عین حال، سؤالات وارد شده به این واحد، فراتر و متنوع ‏تر از گروه‏هاى تشکیلى است. این‏گونه پرسش‏ها به تناسب‏ارتباط با گروه‏هاى مذکور، به هر یک از گروه‏هاى تخصصى داده شده‏ و پس از پاسخ‏گویى ارسال مى‏شود. پاسخ‏هاى آماده شده محققان، توسط مدیر گروه‏ ها و مدیر پژوهش، مورد ارزیابى قرار مى‏گیرد

مدیر وبلاگ : مدیر

در مورد چگونگی خلقت حضرت آدم و حوا و محل سکونتشان اطلاعاتی میخواهم
یکشنبه 4 بهمن 1388  ساعت: 21:21

نوع مطلب :تاریخی ،

خداوند متعال در ایه 6سورۀ زمر در مورد آفرینش انسان می فرماید:

»خـلقـکـم مـن نـفـس واحـدة ثـم جعل منها زوجها:خداوند همه شما را از شخص واحدى آفـریـد، سـپـس هـمـسـرش را از او خـلق کـرد».

آفـریـنـش هـمـه انـسـانـهـا از نـفس واحد اشاره به مساءله آفرینش آدم جد نخستین ماست ، که ایـنـهـمه افراد بشر با تنوع خلقت ، و خلق و خوى متفاوت ، و استعدادها و ذوقهاى مختلف ، همه به یک ریشه باز مى گردد که آن آدم است .


تـعـبـیر به (ثم جعل منها زوجها) در واقع اشاره به این است که خدا آدم را آفرید سپس همسرش را از باقیمانده گل او خلق کرد.

روى ایـن حـسـاب آفـریـنـش (حـوا) بـعـد از آفـریـنـش (آدم ) بـوده اسـت و قبل از آفرینش فرزندان آدم .

ایـن نـکـتـه نـیـز لازم بـه یـادآورى اسـت که آفرینش همسر آدم از اجزاى وجود خود آدم نبوده بـلکـه از بـاقـیـمـانـده گـل او صـورت گـرفـته است ، چنانکه در روایات اسلامى به آن تصریح شده ، و اما روایتى که مى گوید (حوا) از آخرین دنده چپ آدم آفریده شده است سـخـن بـى اسـاسـى اسـت کـه از بعضى از روایات اسرائیلى گرفته شده ، و هماهنگ با مـطلبى است که در فصل دوم از (سفر تکوین ) تورات تحریف یافته کنونى آمده است ، و از ایـن گـذشـتـه بـر خـلاف مـشـاهـده و حـس مـى بـاشـد زیرا طبق این روایت یک دنده آدم بـرداشـتـه شـد و از آن حوا آفریده گشت ، و لذا مردان یک دنده در طرف چپ کمتر دارند در حـالى که مى دانیم هیچ تفاوتى میان تعداد دنده هاى مرد و زن وجود ندارد و این تفاوت یک افسانه بیش نیست.{تفسیر نمونه؛آیت الله مکارم شیرازی؛ج19ص380}.

 

عمرو بن ابی مقدام می‌گوید: از امام باقر ـ علیه السلام ـ پرسیدم: «خداوند حوّا را از چه چیز آفرید؟»

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: «مردم در این مورد چه می‌گویند؟» گفتم: «می‌گویند خداوند حوّا را از یكی از دنده‌های آدم ـ علیه السلام ـ آفرید». فرمود: «آنها دروغ می‌گویند، آیا خداوند ناتوان است كه حوّا را از غیر دندة آدم بیافریند؟»

گفتم: «فدایت گردم ای پسر رسول خدا! پس خداوند حوّا را از چه چیز آفرید؟

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: «پدرم از پدرانش نقل كرد كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند متعال مقداری از گِل را گرفت و آن را با دست قدرتش درهم آمیخت، و از آن گِل، آدم ـ علیه السلام ـ را آفرید، و سپس از آن گل مقداری اضافه آمد، خداوند از آن اضافی، حوّا ـ علیها السلام ـ را آفرید.»{تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 430}.

 

خداوند پس از خلق کردن حضرت آدم وحوّا به آن حضرت امر کردند که در بهشت ساکن شوند:

«وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا .... : و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ ....».{سوره بقره،آیه35}.

 یکی از سوالاتی که اینجا مطرح می شود این است که بهشتی که آندو در آن ساکن شدند،کجا بود؟

در پاسخ این پرسش باید به این نکته توجه داشت که گرچه بعضى آنرا بهشت موعود نیکان و پاکان مى دانند، ولى ظاهر این است که آن بهشت نبود. بلکه یکى از باغهاى پر نعمت و روح افزاى یکى از مناطق سر سبز زمین بوده است .

- زیرا اولا بهشت موعود قیامت ، نعمت جاودانى است که در آیات بسیارى از قرآن به این جاودانگى بودنش اشاره شده ، و بیرون رفتن از آن ممکن نیست.

 

-  ثانیا ابلیس آلوده و بى ایمان را در آن بهشت راهى نخواهد بود، نه وسوسه هاى شیطانى است و نه نافرمانى خدا.

 

- ثالثا در روایاتى که از طرق اهل بیت (علیهمالسلام ) به ما رسیده این موضوع صریحا آمده است .

یکى از راویان حدیث مى گوید از امام صادق (علیه السلام ) راجع به بهشت آدم پرسیدم امام (علیه السلام ) در جواب فرمود: باغى از باغهاى دنیا بود که خورشید و ماه بر آن مى تابید، و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن بیرون رانده نمى شد (جنة من جنات الدنیا یطلع فیها الشمس و القمر و لو کان من جنان الاخرة ما خرج منها ابدا).

و از اینجا روشن مى شود که منظور از هبوط و نزول آدم به زمین نزول مقامى است نه مکانى یعنى از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سر سبز پائین آمد.

این احتمال نیز داده شده که این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده است هر چند بهشت جاویدان نبوده ، در بعضى از روایات اسلامى نیز اشاره به بودن این بهشت در آسمان شده است ولى ممکن است کلمه سماء (آسمان ) در این گونه روایات اشاره به مقام بالا باشد نه (مکان بالا).

ولى بهر حال شواهد فراوانى نشان مى دهد که این بهشت غیر از بهشت سراى دیگر است چرا که آن پایان سیر انسان است و این آغاز سیر او بود، این مقدمه اعمال و برنامه هاى او است و آن نتیجه اعمال و برنامه هایش.{تفسیر نمونه،ج1ص186-187}.

 

 حال این سوال باقی می ماند که محل هبوط آدم وحوّا کجا بوده است؟

 در این مورد اختلاف وجود دارد که حضرت آدم وحوا در چه منطقه ای از زمین فرود آمدند؛در بسیاری از روایات، کوه سراندیب(سیلان یا سری لانکا) را در جنوب هندوستان به عنوان محل هبوط و اقامتگاه اولیه آدم (ع) ذکر کرده‌اند.{رحله ابن بطوطه، ج 4، ص 181 ـ 182}

 در این جزیره کوهی است که پرتغالیها آن را کوه آدم نامیده‌اند و گفته می‌شود در آن کوه جای پای آدم است.{مجله الهلال، سال 1352، شماره 7، ص 964}

ارتفاع این کوه 7420 پاست.می‌گویند گیاهی که در این جزیره می‌روید از برگ‌هایی است که آدم با خود از بهشت حمل کرد.{تاریخ طبری، ج 1، ص 121 ـ 125 ، 126}

مسلمانان ، مسیحیان و بودائیان به زیارت جای پای آدم که بر روی سنگی بر فراز کوه آدم حک شده، می‌روند.{رحله ابن بطوطه، ج 4، ص 181 ـ 182}

منشاء این فکر که محل فرود آدم در جنوب هندوستان بوده،پندار بعضی از مفسران بر اساس آنچه در سِفر پیدایش تورات آمده است،می‌باشد.که در بهشت آدم چهار نهر جریان داشته که نخستین آن فیشون می‌باشد، فکر کرده‌اند رود نیشون نهر هند است و بهشت عدن در هندوستان و آدم و حوّا پس از خروج از هندوستان به جنوب جزیره سراندیب(سیلان) هبوط کرده‌اند.

 

 در مقابل این روایات روایات دیگری داریم که محل هبوط آندو را سرزمین مکه ذکر می کنند:

آدم و حوا(علیهماالسلام) وقتی که از بهشت اخراج شدند، در سرزمین مکه فرود آمدند، حضرت آدم (علیه‌السلام) بر کوه صفا در کنار کعبه، هبوط کرد و در آنجا سکونت گزید، از این رو آن کوه را صفا گویند که آدم(علیه‌السلام) صفی ا لله (برگزیده خدا) در آنجا وارد شد و حضرت حوا(علیهاالسلام) بر روی کوه مروه (که نزدیک کوه صفا است) فرود آمد و در آنجا سکومت گزید. آن کوه را از این رو مروه گویند که مرئه (یعنی زن که منظور حوا (علیهاالسلام) باشد) در آن سکونت نمود. آدم(علیه‌السلام) چهل شبانه روز به سجده پرداخت و از فراق بهشت گریه کرد. جبرئیل نزد آدم(علیه‌السلام) آمده و گفت: ای آدم(علیه‌السلام) آیا خداوند تو را با دست قدرت و مرحمتش نیافرید و روح منسوب به خودش را در کالبد وجود تو ندمید و فرشتگانش بر تو سجده نکردند؟! آدم(علیه‌السلام) گفت: آری خداوند این گونه به من عنایت‌ها نمود. جبرئیل گفت: خداوند به تو فرمان دادکه از آن درخت مخصوص بهشت نخوری، چرا از آن خوردی؟ آدم(علیه‌السلام) گفت: ای جبرئیل! ابلیس سوگند یاد کرد که خیرخواه من است و گفت از این درخت بخورم. من تصور نمی‌کردم و گمان نمی‌بردم موجودی که خدا او را آفریده، سوگند دروغ به خدا یاد کند.{علل الشرایع: ص ۴۹۱ – کافی: ج ۶، ص ۵۱۳- نورالثقلین: ج ۱، ص ۶۱ –}.

  در رابطه با بخش اول پرسش شما نتیجه این شد که خلقت حوا در هندوستان نبوده است بلکه بنا بر نقل برخی روایات حضرت آدم وحوا پس از اخراج از بهشت،در منطقه ای از هندوستان فرود آمدند.

 

در مرود بخش دوم سوال شما در مورد کوثر مطالبی خدمت شما عرض می کنم:

در تفسیر كوثر معانى فراوانى گفته شده است از جمله:

 1 - نهرى است در بهشت.

2 - كوثر عبارت است از حوض پیامبر (ص) كه در روز قیامت افراد فراوانى اطراف آن گرد مى آیند. پیامبر فرمود: كوثر نهرى است كه خداوند به من وعده فرمود و داراى خیر كثیر است. حوضى است كه امت من در روز قیامت بر آن وارد مى شوند. ظرف هاى آن (كه تشنگان را سیراب مى كند) به عدد ستارگان آسمان است.(1)

3 -  كوثر همان خیر كثیر است.

4 -  كوثر همان نبوت و كتاب (قرآن) است.

5 -  كوثر عبارت است از اصحاب و شیعیان فراوان.

6 -  كوثر فراوانى نسل و فرزندان است چنان كه نسل پیامبر (ص) در ذریه او از فرزندان فاطمه (ع) بى شمار پدید آمده و تا روز قیامت ادامه دارد.

7 -  كوثر همان شفاعت است چنان كه از امام صادق (ع) روایت شده است.(2)

طبرسى رحمه لله‏ذیل آیه یاد شده پس از نقل اقوال مزبور مى نویسدد:

در كوثر احتمال همه مصادیق یاد شده مى رود زیرا خداوند سبحان خیر كثیر در دنیا به پیامبر عطا فرمود و در آخرت نیز وعده داد. پس مى توان همه اقوال یاد شده را تفصیل این جمله «خیر كثیر فى الدارین» دانست.(3)

 

اما در مورد ساقی کوثر:

1-  پیامبر اكرم (ص) فرمود: «یا عَلىّ أَنْتَ اخى وَ وَزیرى وَصاحِبُ لِوائى فِى الدُنیا وَالاخرة، وَأَنت صاحِب حوضى، مَن أَحبَّك أَحبنَّى وَمَن أَبْغَضك أَبْغَضنى»(4) [یا على تو برادر، وزیر و پرچمدار من در دنیا و آخرت هستى، تو صاحب حوض من هستى، آن كس كه تو را دوست دارد مرا دوست داشته و هر كس با تو دشمنى ورزد با من دشمنى ورزیده است.]

2- عبدلله بن عمر گوید: پیامبر اكرم (ص) براى ما این چنین حدیث فرمود: وقتى در روز قیامت خداوند اولین و آخرین را گرد آورد ندا دهنده اى كه دور و نزدیك صدایش را مى شنوند گوید: على بن ابى طالب (ع) كجاست، على مرتضى كجاست. در این حال على (ع) را مى آورند و حساب آسانى از او به عمل مى آورند و دو حله سبز به او مى پوشانند و از درخت طوبا عصایى به او مى دهند و به او گفته مى شود بر سر حوض بایست و هر كه را خواهى سیراب و هر كه را خواهى ممنوع كن.(5)

{منبع:آیة الله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن ج 5 (معاد در قرآن) }

 

‏پى‏نوشت‏

 1- نورالثقلین 680/ 5، ح 5)

 2- نورالثقلین 681/ 5، ح 6)

 3- مجمع البیان 9 10/ 837)

 4-  بحار 18/ 8، ح 5)

 5-  بحار 52/ 8، 23)







آخرین پستها

صفحات جانبی


MIHANBLOG.COM